گلپونه هاي وحشي ......
گلپونه هاي وحشي دشت اميدم، وقت سحر شد
خاموشي شب رفت و فردايي دگر شد
من مانده ام تنهاي تنها
من مانده ام تنها ميان سيل غم ها
گل پونه ها , نامهرباني آتشم زد, آتشم زد
گلپونه ها , بي هم زباني آتشم زد
مي خواهم اکنون تا سحر گاهان بخوانم
افسرده ام , ديوانه ام , آزرده جانم
گلپونه هاي وحشي دشت اميدم ، وقت سحر شد
خاموشي شب رفت و فردايي دگر شد
|
+| نوشته شده توسط
امید در شنبه
1387/11/26
|